درباره نویسندگان

معرفی مهدی آذریزدی

آقای آذر یزدی در سال ۱۳۰۰ در محله خرمشاه در شهر یزد در خانواده‌ای تازه مسلمان با اجدادی  با دین زرتشتی چشم به جهان گشود. او از سن هشت سالگی همراه با پدرش در زمین کشاورزی کار می کرد. در سن بیست سالگی از کار بنایی به کار در کارگاه جوراب بافی شهر یزد کشیده شد. پس از آن که مالک کارگاه جوراب بافی تصمیم به راه اندازی دومین کتابفروشی شهر یزد گرفت، او را از میان شاگردان کارگاه به کتاب‌فروشی انتقال داد. کار در کتابفروشی زمینه آشنایی او با اهالی شعر و ادب را فراهم آورد و پس از مدت زمانی به تهران نقل مکان کرد و با معرفی هم شهری خود حسین مکی در چاپخانه حاج محمد علی علمی واقع در خیابان ناصرخسرو مشغول به فعالیت شد.

در فیلم مستند «شبیه هیچکس» به کارگردانی  پویا دلیلی که تکه هایی از زندگی او است ، اذریزدی راجع به زندگی خودش اینطور می گوید :

من هیچگاه  از زندگی و وضعیتم راضی نبودم ، همیشه دلم میخواست کاش یک خرده وضعیتم بهتر بود یا موفقتر میبودم. کاش آرامش بیشتری داشتم، کاش آسایش بیشتری داشتم، الانم ندارم. الان هم با اینکه ۸۶ سال دارم و تمام عمرم رو کار کردم هیچی ندارم. الان همش صحبت از جوونهاست که من جوون نیستم. صحبت از بازنشسته‌هاست که من بازنشسته نیستم. صحبت از سالمنداست، من جز سالمندان نیستم. من همدرد ندارم و تنهام.

در سال ۱۳۳۵ و در سن ۳۵ سالگی، پس از آنکه قصه‌ای از انوار سهیلی در چاپخانه توجه‌اش را به خود جلب کرد، به فکر ساده‌نویسی قصه آنطور که مناسب کودکان باشد افتاد. این ایده ، زمینه‌ ساز خلق جلد اول کتاب قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب شد.

او ازدواج نکرد و هیچ ‌گاه به کار دولتی هم فعالیت  نکرد. او اضافه  بر نویسندگی به امور غلط گیری و فهرست اَعلام‌ نویسی تا سال‌های آخر زندگی‌اش ادامه داد. او مدتی پیش از مرگش گفته بود که نوشته‌های دیگری هم دارد که به دلیل عدم صدور مجوز انتشار هنوز منتشرشان نکرده‌است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *