قصه های شیرین پدربزرگ

50,000 تومان

قصه های شیرین پدربزرگ را زینب لوشایی از کتب مختلف مانند مثنوی معنوی مولانا و گلستان و بوستان سعدی و کلیله و دمنه و جوامع الحکایات انتخاب و بازنویسی شده است.این کتاب 20 عنوان داستان را در بر می گیرد.

در انبار موجود نمی باشد

معرفی قصه های شیرین پدربزرگ

قصه های شیرین پدربزرگ را زینب لوشایی از کتب مختلف مانند مثنوی معنوی مولانا و گلستان و بوستان سعدی و کلیله و دمنه و جوامع الحکایات انتخاب و بازنویسی شده است.این کتاب 20 عنوان داستان را دربرمی گیرد.

قصه گویی برای کودکان و نوجوانان به شیوه های مختلف از گذشته در فرهنگ مردم ایران زمین مرسوم بوده است و از آنجا که از سوی افراد مسن تر خانواده چون پدر بزرگ و مادر بزرگ انجام می شده است، برای کودکان و نوجوانان احساس امنیت و صمیمیت را به همراه داشته است.

قصه و داستان آن ها را به دنیای دیگری می برد و باشخصیت های خاصی آشنا می کند که گاه سبب می شود تا مدت ها در آن فضا سیر کنند و از آن جا که در محیط خانه و خانواده صورت می گیرد با احساس آرامش همراه بوده و تکرار آن برای کودکان لذت بخش است.

مشخصات قصه های شیرین پدربزرگ

  • شابک                9789651283949
  • دسته بندی         کودک و نوجوان
  • نویسنده             زینب علیزاده لوشابی
  • ناشر                  دانشیاران ایران
  • سال                  انتشار 1394

قصه های شیرین پدربزرگ

قسمتی از قصه های شیرین پدربزرگ

روزی از روزها مرد هندی که یک فیل داشت تصمیم گرفت فیلش را به شهر دیگری ببرد. او می خواست فیل را برای مردم آن شهر به نمایش بگذارد. مرد هندی می دانست که مردم آن شهر تا به حال فیل ندیده اند, بنابراین اگر فیلش را به آنجا می برد می توانست برای دیدن او از مردم پول بگیرد.

مرد رفت و رفت تا اینکه شب به آن شهر رسید. فیلش را به طویله ای برد و آن جا بست.چند نفر از مردم آن شهر خبر داشتند که مردی قرار است به همراه فیلش به آنجا بیاد. آنها مدت ها منظر دیدین فیل بودند; بنابراین تا فهمیدند مرد به شهرشان آمده, برای دیدن فیل جلو در طویله جمع شدند.آنها نمی توانستند که تا صبح صبر کنند; بنابراین از مرد خواستند که به آنها اجازه دهد به طویله بروند و فیل را ببینند. مرد گفت: آخر طویله تاریک استو چیزی دیده نمی شود.

آنها گفتند:اشکالی ندارد ما به فیل دست می زنیم و شکلش را توی ذهنمان می سازیم.

مرد هندی قبول کرد. کسانی که آنجا بودند یکی یکی وارد طویله می شدند و به فیل دست می کشیدند و نظر خودشان را در مورد موجودی به اسم فیل اعلام می کردند.

اولی وارد طویله شد و به خرطوم فیل دست کشید. وقتی بیرون آمد به بقیه گفت: فیل مثل ناودان است. دومی وقتی رفت توی طویله دستش به گوش فیل رسیده بود. وقتی بیرون آمد گفت: نه, فیل مثل بادبزن است.

پیشنهاد دشت کتاب

خرید کتاب قصه های پند آموز پیامبران

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “قصه های شیرین پدربزرگ”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.