فروش ویژه

قصه های پند آموز کهن دفتر سوم

40,000 تومان

قصه های پند آموز کهن دفتر سوم ، مجموعه ‌ای از داستان‌های کوتاه فارسی اقتباس ‌شده از کتاب کلیله ‌و دمنه است .که با زبانی ساده و روان برای کودکان و نوجوانان ، به صورت مصور و تمام رنگی ، نگاشته شده‌ است. در این دریای بیکران , کتاب کلیله و دمنه ارزش و جایگاه ویژه ای دارد.

در انبار موجود نمی باشد

معرفی قصه های پند آموز کهن دفتر سوم

قصه های پند آموز کهن دفتر سوم ، مجموعه ‌ای از داستان‌های کوتاه فارسی اقتباس ‌شده از کتاب کلیله ‌و دمنه است .که با زبانی ساده و روان برای کودکان و نوجوانان ، به صورت مصور و تمام رنگی ، نگاشته شده‌ است. در این دریای بیکران , کتاب کلیله و دمنه ارزش و جایگاه ویژه ای دارد.

کتابی که بازیگران قصه های آن حیواناتی هستند که به زبان آدمی سخن می گویند و کردارهای زشت و زیبای انسانی را نمایش می دهند و در این رهگذر آنکه بد است , به کیفر اعمالش می رسد و آنکه خوب است , مزد نیکی هایش را می گیرد. در این میان کودکان به دلیل ذهن خلاق و خیال پرازی که دارند, از این قصه ها لذت برده و به خوبی از شخصیت های داستان هایش الگوبرداری می کنند . این کتاب ۳۷ قصه دارد.

قصه های کودکانه

مشخصات قصه های پند آموز کهن دفتر سوم

  • نویسنده                   زینب علیزاده
  • ناشر                        اعتلای وطن
  • تعداد جلد                  1
  • موضوع                     کودک و نوجوان
  • مناسب برای             کودکان
  • شابک                      9786007484163
  • وزن                          500 گرم
  • قطع                         وزیری
  • تعداد صفحات             224 صفحه
  • نوع جلد                    سلفون

کتاب داستان های پند آموز

قسمتی از قصه های پند آموز کهن دفتر سوم

در زمان های قدیم, پادشاهی بود که یک باز شکاری باهوش داشت. چشمان باز خیلی تیز بود. پادشاه او را بسیار دوست داشت و هر وقت می خواست به شکار برود, او را با خودش می برد. باز هم با چشم های تیز بینش به او در شکار کردن کمک می کرد.به بازهایی که مخصوص شکارکردن پادشاه بودند,باز شکاری می گفتند.

روزی از روزها پادشاه هوس شکار کرد.او به همراه باز شکاری و چند نفر از سربازها برای شکار به جنگل رفت. باز پادشاه هیچوقت پاهایش بسته نبود, چون به پادشاه و سربزهایش عادت داشت و انها را می شناخت.آنها همیشه گوشت تازه و غذاهای خوب و خوشمزه به او می دادند. بنابراین او هیچ وقت فرار نمی کرد.وقتی پادشاه به شکار می رفت, باز معمولا روی شانه او می نشست.

آن روز باز بازیگوشی کرد و از دست پادشاه و سربازانش فرار کرد. در حقیقت او قصد فرار نداشت, فقط می خواست کمی تنهایی برای خودش گردش کند. پادشاه به سربازهایش دستور داد همه جا را به دنبال باز بگردند.آن ها همه جای جنگل را گشتند, اما او را پیدا نکردند.باز کمی در جنگل گشت, بعد تصمیم گرفت از جنگل بیرون بیاید. کمی دورتر از جنگل یک روستا بود. باز هم به روستا رفت تا ببیند آنجا چه خبر است…

پیشنهاد دشت کتاب

کتاب قصه های

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “قصه های پند آموز کهن دفتر سوم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.